یعنی واقعا حرفی به جز موضوع درس و دانشگاه این روزا هست بزنم؟ ازبس سرم شلوغه
از اینکه هعیی تکلیف و خلاصه سازی مقاله و طرح سوال و ارائه و اینا داریم هم یه جورایی خوشم میاد چون باعث میشه فکرای ناراحت کننده واینا به سرم نزنه ومشغول بشم
چند روزیه باز پستی نذاشتم چون حرفی واسه گفتن نداشتم والا من اصلا نمیدونم اونایی که تو گپ ها چت میکنن همش چطور حرف کم نمیارن🤔😶 ولی جدن علت اصلی که وبلاگ نویسی میکنمم همینه که خودم رو مجبور به نوشتن حرف زدن کنم.😑😶
امروز یه درسم رو ارائهاش رو دادم و شروع کردم واسه دوتا درس دیگه پاورپوینت درست کنم اونم توی این وضع نت که خسته کنندهاس ومشکل چقدرم حجم مطالب زیاده مثلا یه فصل۷۰ صفحه اس...هعییی مدرسه یادت بخیر فقط کافی بود درس بخونی😑😅💔
راستش هروقت کتابی میخونم ناراحت میشم از اینکه جمله های تاثیرگذارشون رو فراموش میکنم واگه هم چیزی خاطرم باشه نویسنده یادم نیس ولی
هرگز نمی توانم تمام آدم هایی که میخواهم باشم،یا تمام زیستهایی که میخواهم را زندگی کنم. هرگز نمیتوانم در تمام فنونی که میخواهم ماهر شوم. چرا اینها را میخواهم؟میخواهم زندگی کنم وتمام نورهاوسایههارا احساس کنم. میخواهم تمام طیفها و تجربههای جسمی و ذهنی ممکن را در زندگیام داشته باشم.
سلام به «زمزمههای ماهتاب»!🌻
من یه دانشجوی روانشناسیام کهدوستدارم اینجا گاهی بنویسم